کجایی که بهت بگم نمی خوام
کجایی که بهت بگم می خوام
کجایی که بهت بگم خستم طاقتم تموم شده
کجایی که از دلداری دادن خستم
کجایی که کسی نیست خودمو دلداری بده
کجایی که دلم داره تلف میشه داغون میشه
کجایی که دلم از خواستن و انتظار داره جون میده
کجایی که اشک چشمام داره خشک میشه
کجایی که چشمای درشتم داره خاموش میشه
کجایی که لبای قرمزم داره خشک میشه
کجایی که لپای سرخم دیگه رنگی نداره
کجایی که گوشام داره سنگین میشه
کجایی که دستای گرمم داره سرد میشه
کجایی که پاهام دیگه قدم بر نمیداره
کجایی که خنده هام داره خفه میشه
کجایی که شیطنتم داره ارومه اروم میشه
کجایی که کسی نیست اشکامو پاک کنه
کجایی که خورد م کردن
کجایی که خونمو ویرون کردن
کجایی که بهت بگم خستم خسته
کجایی...
نوشته ی مریم گل
دوستای مهربونم با دلای پاکتون برای شفای یه عزیزی دعا کنید.