جهان هستی منصف و عادل است.
برداشت ما از زندگی حاصل کشته های دیروز ماست.
یه اتفاق حقیقی.
گفت:خیلی دلم برات تنگ شده بود عزیزم.کجایی تو؟!
گفتی:منم.
گفت:دلم برات یه ذرره شده بود.
گفتی:منم.
گفت:با وجود تو دیگه تنها نیستم.
گفتی:منم.
گفت:هستم.همیشه هستم.
گفتی:می ترسم.
گفت:نترس ترس نداره.شجاع باش.
گفتی:چشم.
گفت:فرشته ی مهربون.
گفتی:گریه کردی.
گفت:دوست دارم.
گفتی:منم.
گفت:منم چی؟؟!
گفتی:منم...
گفت:منم؟بگو به زبون بیار.
گفتی:اشکت اومد.
گفت:دوست دارم .دوست دارم خیلییی
گفتی:با تمام وجود دوست دارم.
گفت:نمی خوام لحضه ای ازت جدا باشم.
گفت:می خوام همیشه پیشم باشی.می خوام دستت تو دستم باشه.
گفتی:می خوام.منم می خوام.قول میدی همیشه؟!
گفت:مواظب خودت باش.مریض نشی یه وقت که من میمرم.نبینم غمتو.
گفتی:تو هم همینطور.
گفت:فقط مال من باش.همه ی زندگیمی.
گفتی:هستم.
گفت:قوربونت برم عزیزه دلم.قوربونه چشات.
گفتی:خندیدی
گفت :...
گفتی:خندیدی
گفتی:گریه کردی.اشکات اومد.
گفت:گریه نکن.دلم می گیره به خدا.
گفتی: چشم سعی می کنم.
گفت:هروقت گریت گرفت بیا بغلم اروم میشی.
گفتی:اومدم.
گفتی:خیلی خوبی.
گفتی:...
گفت:عزیزم گمونم وقت جدایی رسیده!
گفتی:نه صبر می کنم.منتظرت می مونم.
گفت:نه منتظر نمون.ببخشید نتونستم به قولم عمل کنم!
گفتی:دوست دارم.می خوام بمونی.توروخدا بمون.
گفت:نمیشه نمی تونم.
گفتی:بمون.من تازه خودممو پیدا کردم.با وجود تو خودمو پیدا کردم.
گفت:باید برم.
گفتی:دوست دارم.
گفت:می ترسم.
گفتی:خودت بهم یاد دادی. یاد گرفتم.
گفتی:گریه گریه گریه
گفتی:اشک
گفتی:خدا پشت و پناهت.
نوشته ی مریم گل از زبون گفتی
هوشیار باشید و تسلیم مشکلات و موانع نشوید.وقتی همه چیز تیره و تار
به نظر می رسد چه بسا وقت جشن گرفتن باشد.پایان شب سیه سپید
است.