تبليغاتX
تنها محبت مهربونی


  • در حال زندگی کنید.
     

    در حال زندگی کنید

    تمام دارایی ما این لحظه است.میزان ارامش ذهن و کارایی فردی ما بر اساس میزان توانایی

    ما برای زیستن در لحظه ی حال مشخص می شود.صرفنظر از انچه دیروز رخ داده است و ان

    چه فردا ممکن است اتفاق بیفتدحال جایی است که شما در ان ایستاده اید.از این دیدگاه کلید

     شادی و خرسندی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه ی حال است.

    یکی از نکات جالب درباره ی کودکان همین است که ان ها خود را تمامادر حال غرق می کنند

     ان ها کاملا درگیر فعالیت کنونی خود می شوندکه این فعالیت می تواند تماشای یک سوسک

    کشیدن نقاشی ساختن یک قصر ماسه ای و یا هر چیز دیگر باشد.اما وقتی بزرگ می شویم

    هنر فکر کردن و نگران بودن همزمان را فرا می گیریم.به مشکلات گذشته و مسایل اینده

    اجازه ی تجمع در زمان حالرا می دهیم و بدین ترتیب حال را می بازیم. ما همچنین یاد        

     می گیریم که لذت ها و شادی های خود را به تعویق بیندازیم و همواره به امید اینده ای

    متفاوت بنشینیم.دانش اموز دبیرستانی با خود می گوید:وقتی مدرسه را تمام کنم

    ودیگرمجبور نباشم تکلیفی انجام دهم ان وقت زندگی ایده ال خواهد بود!!مدرسه تمام

    می شود وحالا اوتشخیص می دهد تا وقتی خانه ی مستقل نداشته باشد خوشبخت نخواهد

    بود.خانه را ترک می کند.

    وارد دانشگاه می شود و با خود می گوید :وقتی مدرکم را بگیرم دیگر هیچ مشکلی نخواهم

    داشت.بالاخره مدرکش را هم می گیردوان وقت است که می بیند تا وقتی شغل مناسب

    نداشته باشد نمی تواند خوشبخت باشد!کاری اختیار می کندو...هنوز هم نمی تواند خوشبخت

    باشد!با گذشت سال های پی در پی او خوشبختی شادی ارامش ذهنی خود را مرتبا تا ازدواج

     کردن تا خرید خانه تا گرفتن کار بهتر تا بچه دارشدن بردن بچه ها به مدرسه  تا تمام شدن

    مدرسه ی بچه ها و بازنشستگی و ...به تعویق میاندازد.و قبل از انکه بهخود اجازه ی شادی و

     خوشبختی رو بدهد می میرد!

    تمام لحظات حال او صرف نقشه کشیدن برای اینده متفاوتی می شود که هرگز از راه

    نمیرسد.برای شاد زیستن باید مشغول ودرگیر زمان حال شد.چندی پیش پژوهشی در امریکا

    انجام گرفت که هدف از ان تععین مقدار زمان مفیدی بود که یک پدر به طور متوسط با فرزندگان

     خود می گذراند.پژوهش نشان داد میانگین زمان مفیدی که یک پدرطبقه ی متوسط صرف

    فرزندان خود می کندسی وهفت ثانیه در روز است.زیستن درزمان حال همچنین بدین معنا

     معناست که مااز هرکاری که در حال انجام ان هستیم بخاطر خودان لذت ببریم ونه اینکه

    صرفا بدنبال هدف نهایی ان باشیم.

    زیستن درزمان حال به معنی تعمیم اگاهی انسان برای دلپذیرتر ساختن لحظه ی جاری به

     جای دورانداختن ان است.

    حق انتخاب با ماست که لحظه لحظه ی زندگی را واقعا زنده باشیم و جذب کنیم واجازه لمس

    زندگی وتاثیر پذیرفتن ازانرا به خود بدهیم یا...هرگاه درحال زندگی می کنیم ترس راازذهن خود

     می رانیم اساسا ترس مقوله ایست مربوط به حوادثی که ممکن است دراینده اتفاق بیفتد.که

     این ترس میتواندان چنان فلج کننده باشد که انجام هرعمل سازنده ای برای فرد ناممکن

     سازد.زیستن در حال به معنای حرکت کردن بدون ترس ازعواقب است.به معنای تلاش کردن

    بخاطر نفس مشغول بودن است.این نکته را به خاطر بسپارید که ما نمی توانیم هیچ را

    جانشین یک چیز کنیماگر نگرانی هایی درذهن دارید به عنوان مثال:کارخودراازدست داده اید.

    همسرتان شماراترک کرده و... این کار سادهای نیست که ذهن خودراازاین نگرانی خالی

    کنیدو به ارامش برسید.اما ساه ترین راه برای بهبودوضعیت روانی شما دست به عمل بردن

     مشغول بودن ومشارکت است.کاری انجام بدهید هرکاری که باشد.به یک دوست قدیمی زنگ

    بزنید یا یک دوست تازه پیدا کنید.

    زمان واقعاوجودخارجی ندارد زمان چیزی جز یک مفهوم انتزاعی درذهن مانیست.این لحظه

    تنها زمانی است که دراختیارداریم ازاین لحظه چیزی بسازید.

    درحال زندگی کنید.  

     

                                                  از کتاب راز شادزیستن(نوشته ی اندرو متیوس)

    + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط مریم گل |



  • مردان مریخی زنان ونوسی
    بنده ی من هرگاه تو به نماز می ایستی

    من انچنان به سخنانت گوش فرا می دهم که انگار تو تنها بنده ی منی.

    ولی تو انچنان از من دوری که انگار خدایان متعددی داری

    مردان مریخی و زنان ونوسی

    فرض کنید مردها از سیاره ی مریخ و زن ها از سیاره ی ونوس امده اند.

    سال ها پیش روزی از روزها وقتی مریخی ها پشت تلسکوپ نشسته سایر

    سیارات را رسد می کردند ونوسی هارا کشف کردند.

    با دیدن ونوسی ها احساسی در ان ها بیدار شد که قبلا هرگز ان را تجربه نکرده بودند.

    مریخی ها به ونوسی ها دل باختندو چندی بعد با سفینه هایی که اختراع کرده بودند

    راهی ونوس شدند.

    ونوسی ها با اغوش باز از مریخی ها استقبال کردند.انان به غریزه می دانستند که

    چنین روزی فرا خواهد رسید.

    عشق ونوسی ها و مریخی ها اعجاز گونه بود.انان از با هم بودن و از اینکه می توانستند

    در کنار هم کار کنند به وجد امده بودند.

    انان با انکه از دو سیاره ی متفاوت بودند از تفاوت های یکدیگر لذت می بردند.

    انان ماه ها وقت صرف کردند که همدیگر را بشناسندو از نیازها وانگاره های رفتاری هم

    اگاه شوند.انان سال ها درهماهنگی و عشق با یکدیگر زندگی کردند.

    ان گاه تصمیم گرفتند که به زمین پرواز کنند ابتدا همه چیز عالی و بی کم و کاست بود.

    اما تحت تاثیر فضای زمین قرار گرفتند به طوری که وقتی یکی از روزها از خواب بیدار شدند

    با فراموشی از نوع خاصی روبه رو شدند که اسمش بیماری فراموشی انتخابی بود!

    مریخی ها و ونوسی ها فراموش کردند که از سیاره های متفاوتی امده اندو قرار است که

    با هم تفاوت هایی داشته باشند.

    صبح یکی از روزها انچه درباره ی تفاوت های خود اموخته بودند فراموش کردندو از ان روز

    تا به حال زن ها و مردها با هم اختلاف داشته اند!

     

                                                                          از کتاب مردان مریخی زنان ونوسی

    + نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط مریم گل |







  • عشق مهربوني


    یه پروانه می گیری
    می خوای ببینی زندس؟
    دستتوباز کنی فرار می کنه!
    محکم بگیریش می میره!
    دوست داشتن یه چیزی مثل پروانس!!!




    خوشحالم می کنی


    پيوند مهربوني


    جواب(نانای عزیييزم)
    برای زندگی کردن(نوشین جوون)
    در ارزوی ترنم(دختری شادو شیطون)
    ماه شب شعر من(اقا محمد رضا )
    ستایش(ارزو جووووون)
    مريم دلبر(مريم جووون)
    بغض ترانمو شکستم(یلدا جوون)
    حالا همه می دونن مشکی رنگ عشقه(عسل جوون)
    (عشق)یاسمین( عاشق ) ¾. جیگمل¹
    شمال شرقی(رویا جوون ومریم)
    دلخسته تنها (فاطمه جوون بچه مثبت)( وب قبليش)
    عشق هرگز نمی میرد(بهاره جووون)
    مژگان جووووون
    نجاتم بده ای خدا (مريم جوون)در اتظار يار
    شعرو موسیقی علی اقا(مرد شب)
    من بارونو دوست دارم( خورشیییییییییید)
    پرستوی عاشق (تار )
    دوست دارم(پريسا جوون)
    هنر قهوه ای
    دوستانه(مريم جوووون)
    انتظار فرج( اقاشهرام )يه وب ديدنی و خاص
    دختری اواره در باد (فرزانه جوون)
    دختر تنهای شب(بازم فرزانه جوون)
    يادداشت هاي يك وبلاگر(اقا مجيد)
    تنها عشق(م عاشق)مريم جوون و اقا رضاشون
    من مشتری دايم می خانه ی عشقم(هم نفس عاشقان (اقا سعيد)
    حرف دلت(اقا حامد)
    مهربونی(شيما جوووون)
    روانشناسى و مشاوره(اقا محسن)دوست همراه
    اسكادران عشق(نرگس و زینب جووون)
    دولتمند انی ( كانديد)
    بحريست بحر عشق(مریم جوون* اسطوره)
    تك پرستوی جزيره ی عشق(Saman)
    love is all(اقا وحيد)
    ***serenade*** (اقا مهدی)
    اموزشگاه گيتار علی (علی گيتار)
    رقص باران(زیبا جوون)
    قاصدك مسافر(دريا جوون)
    اولدوز(اقا مهرداد)
    تقدیم به دوستان(امیر اقا)
    اصلاح طلبان خوزستان(محسن رها و انسان ازاد)
    آنچه آموختم ز استادم(راوی زندگی)
    در كوی عشق شوكت شاهی نمی خرند(در كوی عشق)
    ساقیا بده جامی(هما جوون)
    تا انتهای حضور(فاطمه جوون)
    تب عشق(حسين اقا)
    ّّّّّّّّّّپروانه وارپروازکن(خودمونی)اقا امين
    .:اول احد:.(نينى)
    موج عشق (¸.•*¨فهیمه¸.•*´¨)
    مظلومانه(محبوب)
    ياس سفيد(اقا خسرو)
    در سماع عشق بازان حال یاران دیدنی است(حسين اقا)
    ما از ان پاکدلانیم که به کس کینه نداریم(محبت جوون)
    دل شکسته ی شهر عشق(اقا فرهاد)
    اميد يا نا اميد(اقا اميد)
    :×.:. دختر برفی .:.× (هدا جوون)
    دلخسته تنها (فاطمه جوون بچه مثبت)( وب جديده)
    تنها ترين عشق(عاشق تنها)
    عشق دوست داشتنی(يه عاشق)
    اريايى
    ××××کی خوهم مرد تا دیگران شادی کنند××××(اقا رضا)
    **قالب وبلاگ آبدانان **



    اميدوارم خوشت بياد


    آذر 1387
    مرداد 1387
    تیر 1387
    خرداد 1387
    فروردین 1387
    بهمن 1386
    دی 1386
    آذر 1386
    آبان 1386
    مهر 1386
    شهریور 1386
    مرداد 1386
    تیر 1386
    خرداد 1386
    فروردین 1386
    اسفند 1385
    بهمن 1385
    دی 1385
    آذر 1385
    آبان 1385









    دوستای مهربونم


    سوال من و جواب تو (REBECCA)
    عشق بی کلام (محمد اقا)
    لاهوت(اردستانی رستمی )
    عشق(اقا عبدالله)
    اگه نفسمو بگیری میام پیشت پس بگیرش. ؟(مریم جووون)
    تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب ( دجی یاسر هاکان )
    با تو یک دنیا حرف دارم(اقا داریوش)
    مردی به اسم پسر و هنوز باقیست>با شکوه (بلوگفاه)
    ادبیات معنوی در موسیقی
    ساحل نشین(اقا میثم)
    مهاجرت!!





    طراح قالب

    Aref Moradi



    RSS