زندگی مثل يه ديكتس كه هی غلط می نويسی !!
هی پاك می كنی!دوباره می نويسی!
بازم پاك می كنی !
غافل از اينكه يه روزی می گن ورقه ها بالا!!!
سلام دوستان خوبيييييين؟
انشا الا خدا از هممون خوشنود باشه

من خيلی اهل ناليدن نيستم اما گاهی اوقات شايد
از روی دلتنگی باشه كه دردو دلی فوران می كنه!!
اميدوارم راضی باشين وموفق
دل و دنيا
ای دنيا اين دل من می خواد از درد هميشگيش بگه!
منو واسطه كرده، گوش می كنی؟!برات مهمه؟
اهميت ميدی؟ اين دل من ميگه اما چه فايده!
تو كه به درد هيچ دلی گوش نمی دی!!
تو مثل رود روانی هستی كه انگار ابروبادو مه وخورشيدو فلك
دست به دست هم دادن وتو رو به سيلی تبديل كردن
كه هيچی جلودارش نيست وهمرو با خودش می بره
كه كاش سيل نمی شدی همون رود بودی اونوقت
می تونستيم سدی بزنيم !!
چرا؟ انقدر بی رحمی كه وقتی هم كه وفق مراد ميشی هيچ
دلی باورش نميشه ونگرانه و می لرزه!
آهای !!دنيا مگه اين دل چه بدی كرده، به كدوم گناه مجازات
می كنی،طبق كدوم قانون ومحكمه ؟كدوم قاضی ؟مجرم كووو
متهمش كوووووو؟
آه !!حالا من واسطه حر فيم با دل دارم!
ميگم حالا ای دل تو كوتاه بيا!تو قبول كن!تو گذشت كن!
تو برو !خودتو محكوم بدون با اينكه می دونی بی گناهی!
تو بساز!بی قراری نكن! همين تو آرووووم بگير!
تو تپش نكن!
ای دل چرا خونه های غم و شادی رو كنار هم ساختی؟
همسايه ی هم !مگه همسايه نبايد حق همسايه گی رو
به جا بياره؟پس چی شده؟؟؟؟؟؟اينا چرا اينطورين!!
شادی از ترس همسايش نمی تونه خودنمايی كنه.
بذاريد اين چشمان منتظر، اين گوش های كيفر شده
اين لبان مهر خورده ،اين دستان سرد شده ،اين
پاهای قفل شده،دوباره مثل اون زمانی كه تنها
خواستشون آغوش مادربود بشن.
ای معبود من سلام.
دردو دلم زياد شد!می بخشی


نوشته ی مریم گل
لحظات رو برای رسیدن به خوشبختی گذروندیم!
دریغ از اینکه
خوشبختی همون لحظاتی بود که گذروندیم!!