تبليغاتX
تنها محبت مهربونی

تنها محبت مهربونی

امیر جون

 

بالاخره..به جاي اين دنيا...کسي هست که براي تو ساخته شده..مخصوص تو..فقط براي تو..براي اينکه بهت عشق بورزه...نوازشت بده..لمست کنه...آره..پيدا ميشه...تحمل کن دوست خوبه من...تحمل....بزرگ انديش باش..همينطور که هستي بمون...افرادي مثل تو کمن تو اين دنيا...غنيمتي... اميدوارم بياد..هرچه سريعتر..کسي که قدرت رو بدونه...کسي که نفسهات رو غنيمت بشمره..لحظه هاي با تو بودن رو...روحت رو درک کنه....تا آخر عمرش پاي تو بايسته...

 

سلللاااااااااااااااااااام

خیلی وقته که اپ نکردم!ممنون از کسایی که تو این مدت تنهام نذاشتن.

دوستون دارم.

 

امیر جوووووووووووووووووونم

وقتی که چشماتو بستی و اروم خوابیدی نگات می کنم.

وقتی چشماتو باز می کنی و شیطونی می کنی نگات می کنم.

وقتی که می خندی و دندونات معلوم میشه ارومم می کنی.

وقتی گریه می کنی مروادیدای چشمای قشنگتو  نگا می کنم.

وقتی که با دستای کوچولوت دست دسی می کنی بهت می خندم.

وقتی که راه میری و تلو تلو می خوری دنبالت می دوم.

وقتی که زمین می خوری و دوباره بلند می شی نگاهت می کنم.

وقتی بغلت می کنم  انگار همه ی دنیارو بهم دادن

اخی پسر دایی امیر من قفط یک سالشه بچه هارو خیلی دوست دارم چون خیلی پاک و زلالن.

 

                                                                        نوشته ی مریم گل

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 7:24 بعد از ظهر  توسط مریم گل  | 

کجایی

 

کجایی که بهت بگم نمی خوام

کجایی که بهت بگم می خوام

کجایی که بهت بگم خستم طاقتم تموم شده

کجایی که از دلداری دادن خستم

کجایی که کسی نیست خودمو دلداری بده

کجایی که دلم داره تلف میشه داغون میشه

کجایی که دلم از خواستن و انتظار داره جون میده

کجایی که اشک چشمام داره خشک میشه

کجایی که چشمای درشتم داره خاموش میشه

کجایی که لبای قرمزم  داره خشک میشه

کجایی که لپای سرخم دیگه رنگی نداره

کجایی که گوشام داره سنگین میشه

کجایی که دستای گرمم داره سرد میشه

کجایی که پاهام دیگه قدم بر نمیداره

کجایی که خنده هام داره خفه میشه

کجایی که شیطنتم داره ارومه اروم میشه

کجایی که کسی نیست اشکامو پاک کنه

کجایی که خورد م کردن

کجایی که خونمو  ویرون کردن

کجایی که بهت بگم خستم خسته

کجایی...

 

                                                                                         نوشته ی مریم گل

دوستای مهربونم با دلای پاکتون برای شفای یه عزیزی دعا کنید.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط مریم گل  | 

عیدت مبارک بابایی

سلاااام

 

خوبییییییییین

 

خیلی وقته اپ نکردم .

 

خیلی دلم تنگ شده.

 

امیدوارم همتون خوب و شاد باشید.

 

زندگی شادی به اصالت عشق ندارد.

 

عشق اغراق کردنی بس بزرگ از تفاوت های بین یک شخص و دیگران است.

 

سریعترین راه برشکستگی شروع عشقی است که از عهده اش بر نمی ایید.

 

برای به واقعیت رساندن رویاهایتان باید بیدار بمانید.

 

تنها راه داشتن یک دوست واقعی "دوست واقعی بودن است.

 

عیدتوووووووون مبارررررررررررررررررررررررررررک.

 

بابایی روزت مبارررررک. خیلییییی دوست دارررم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط مریم گل  | 

یه شب

 

پیر میشی بی انکه...

 

نمی خوام بگم ناامیدم ولی امیدوار نیستم.

نمی خوام بگم تنها م ولی بدجوری احساس تنهایی می کنم.

نمی خوام بگم ارومم که دلم اشوبه.

نمیخوام بگم زندگی شیرین است ولی...

نمی خوام بگم...

که توام مثل من سرت انقدر درد می گیره که دلت بخواد بکوبیش به دیوار که برای همیشه اروم شه.

 

ولی بگو خدایا شکرت که دلمون خوش باشه.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط مریم گل 

نورووووووووووز

 

 

بوسیدن هایت را دوست دارم.

وقتی من را می بوسی مثل اینکه دنیا رو بهم دادن.

بوسیدن هایت شیرین و احساس بزرگی بهم میده.

بوسیدن هایت دوست دارم.

مامانم خیلی دوست دارم بوسیدنا تم دوست دارم.

 

سلااام دوست های مهربونم.

عیدتون مباررررررررررررک.

به امید خدا سال خوب و پر باری داشته باشید.

به امید خودش.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط مریم گل  | 

یه دعا

 

سلام دوستاي مهربونم

 

قران خوشگلمو به نيت دوستام باز كردم .

 

گفتم اي خداي مهربونه شباي دلتنگي   يه چيزي بهم بگو .

 

گفت: 

ما خطاب كرديم كه اي اتش سرد سلامت باش براي ابراهيم.

قوم در مقام كيدو كينه برامدند و ما ان هارا به سخت ترين زيان و حسرت انداختيم.

وابراهيم و لوط را به رهانديم و به سرزمين شام كه مايه ي بركت جهانيان قرار داديم

ان ها را فرستاديم.

و به او اسحق و فرزند زاده اش يعقوب را عطا كرديم و همه را صالح و شايسته گردانديم.

و...

 

                                                                  ايه ي 69 _72

 

يادمون نره كه هست و همه جا مي بينه هموني كه اتش و سرد كرد همون كمكمون مي كنه

 

نبينم ناراحت و نااميد باشيا با همتونم با اون  دلاي مهربونتون هميشه اميد داشته باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط مریم گل  | 

عزاداریاتون قبول حق.

 

 من این اهنگ رو خیلی دوست دارم اگه هزار بارم گوش بدم بازم اشکمو در میاره.

باور نکن تنهاییت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به من نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهاییت را

تا یک دل و یک درد داری

تا درعبور از کوچه ی عشق

بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی ندارم

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی

من با تو ام تنهای تنها

هرجای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذارو بگذر

با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهاییت را

من با توام منزل به منزل

 

ای حسین جانم ای مهربان ترین

                                                             ای کاش ذره ای مانند تو بود

ای مونس و همدم بیچارگان و درد کشیده ها

                                                           چشم اشک بارم خیره به توست

یاریمان کن ای حسین زهرا

این ایام رو به همه تسلیت میگم.

ایشاللا عزادارای خوبی باشیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط مریم گل 

دعا.

خدایا خدایا خدایاااا

کمکم کن تا به ان هایی که دوستشان دارم عشق بورزم.

کمکم کن با بقیه مهربان و صبور باشم.

امیین.

خدایا خدایا خدایااا

کمکش کن. کمکم کن.

الان تو فکره.نگرانه.ترسیده.نمی دونه.گیجه.

خدایا به حقه فاطمه ی زهرا کمکش کن تصمیم بگیره .تصمیمی که به صلاحشه.

خدایااااا دوستم داری .دوستش دارررم.

خدایااا به یادمی به یادشی.

خدایا دلش پاکه و زلاله .خوب و خوشدل و خوشگلمه.

خدایا کمکش کن تنهاش نمی ذارم.کمکم کن کمکش کنم.

خدایا توکلش به توست.

خدایا توکلم به توست.مثل همیشه قرانم رو باز می کنم.کمکم کن.

خدایا این حقیرو کمک کن.خدایا خودت گفتی دعا برای کسی دیگه اجاتبش زودتره پس براش دعا

می کنم کمکش کن.

خدایا مثل خودم احساسیه شکنندس.کم طاقته هاااااا

اولین بارشه کمکش کن.

خدایا خدایاااا

اون همونی که وقتی لحظه ی اول دیدمش احساس کردم دوسش دارم.خیلییی دوسش دارم.

وقتی بهش نزدیک شدم .وقتی باهاش حرف زدم فهمیدم اشتباه نکردم.

با تمام عشق و علاقم تو چشماش نگاه کردم و باهاش حرف زدم.

دوباره به اینکه خیلی دوستم داری رسیدم که اشتباه نمی کنم.

همون کسی که همیشه دستشو می گیرم .دستمو گرم می کنه.

همون کسی که همیشه حسش می کنم بوووسش می کنم.دووووسش داررررم.

خدایا خدایااا

کمکش کن.کمکم کن کمکش کنم.

خدای مهربونم همدم و همزبونه شب های دلتنگیمو اشک هام کمکش کن.

اون همونیکه می خوام همیشه باهاش باشم.

وقتی پیشمه ارومم لذت می برم.

همفکرمه.رفیقمه.دوستمه.مهربون و دلسوز و نانازمه.

اون همونیکه همیشه بهش می گم کاش پسر بودی اون وقت وصالمون قشنگ و پایدار می موند.

پس تا مجردیم نامزده همیم.

خدایا نمی خوام قطره اشکی بریزه.

اون همونیکه هروقت می رسونمش قدماش رو با نگاهم دنبال می کنم.

منو می فهمه .درکم می کنه.حسم می کنه.

خدایا همین امشب کمکش کن داره فکر می کنه.

خدایا به حقه همین قران خوشگلی که تو دستمه کمکمون کن.

امیین

                                                       نوشته ی مریم گل

 

دوستای خوبم تو این شبا شما هم دعا کنید.اگه پیشنهادی هم دارید خوشحال می شم.ممنون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط مریم گل  | 

شما بگید؟؟

 

شما بگید ؟چه اسم یا عنوانی برای این نوشتم بذارم؟؟؟

بیا یه قولی بده.

بیا قول بده هیچ وقت مادر نشی!

نمی شه می دونم!

حسه مادر شدن چیزیه که مگه میشه بخوای حسش نکنی.

انقدر ارزشمنده که خدا همه ی گناهات رو اون موقع پاک می کنه.

پس توروخدا

توروخدا قول بده مادر واقعی باشی.

قول بده همیشه پیشش باشی. بهش نگاه کن.باهاش حرف بزن.به حرفاش گوش کن.

قول بده هر شب براش قصه بگی.وقتی خوابش برد ببوسش.

شبا بهش سر بزن.اون خوابه ولی حضورتو حس می کنه.

پتوش کنار رفته .مواظب باش سرما نخوره.

قول بده هیچ وقت تنهاش نذاری.توروخدا هیچ وقت.

وقتی از بیرون میاد می خواد تورو ببینه.دستاتو بگیره.

می خواد با خنده و اغوش گرمه تو روبه رو بشه.

به خدا فقط تویی که باعث ارامش هستی.

خونه ی سرد و خالی به چه دردش می خوره!

انقدر باهاش حرف بزن تا اونم یاد بگیره باهات حرف بزنه.

انقدر محبت کن تا محبت کردنو یاد بگیره.

قول بده همیشه بخندی.خم به ابروت نیار.

وقتی ناراحت بود بذار تو اغوشت انقدر گریه کنه تا ارووم شه.

قول بده اشکاشو خودت پاک کنی.

نذار جای دیگه پناه ببره.

وقتی شاد بود باهاش بخند.

نذار حرفاش انقدر تو دلش جمع بشه که از سنگینیش نتونه تکون بخوره.

بیا قول بده توروخدا قول بده خودخواه و مغرور نباشی.

تویی که اونو به وجود اوردی.

قول بده مادر باشی.مادر

 

                                                                                                نوشته ی مریم گل

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط مریم گل  | 

عشق

نشانی عشق رو میدونی ......

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط مریم گل